هوش مصنوعی:
شاعر در این غزل از عشق نافرجام و درد هجران سخن میگوید. او از تلاشهای بیثمر خود برای یافتن نشانهای از دلدار و وفای دوست مینالد و تنها سموم هجر و اشک مصفا مییابد. با وجود آرزوهای فراوان، به جز درد و رنج چیزی عایدش نشده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهای است که درک آنها به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم عمیق ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۱۴۰۴ - از طره تو جز ره سودا نیافتم
از طره تو جز ره سودا نیافتم
وز غمزه تو جز در غوغا نیافتم ۱
در زلف تو شدم که بجویم نشان دل
خود را ز دست دادم و دل را نیافتم ۲
تا دردی غم تو به کام دلم رسید
در دیده جز سرشک مصفا نیافتم ۳
گویند «یافت هر کسی از دوستان وفا»
باری من ستمکش رسوا نیافتم ۴
بوسی به حیله ها ز لبت یافتم شبی
بیش آنچنان مراد مهیا نیافتم ۵
بر کام من هر آنچه ز جام لبت رسید
از جام خضر و کام مسیحا نیافتم ۶
سلطانی از نسیم وصال تو بهره مند
من جز سموم هجر در اعضا نیافتم ۷
وز غمزه تو جز در غوغا نیافتم ۱
در زلف تو شدم که بجویم نشان دل
خود را ز دست دادم و دل را نیافتم ۲
تا دردی غم تو به کام دلم رسید
در دیده جز سرشک مصفا نیافتم ۳
گویند «یافت هر کسی از دوستان وفا»
باری من ستمکش رسوا نیافتم ۴
بوسی به حیله ها ز لبت یافتم شبی
بیش آنچنان مراد مهیا نیافتم ۵
بر کام من هر آنچه ز جام لبت رسید
از جام خضر و کام مسیحا نیافتم ۶
سلطانی از نسیم وصال تو بهره مند
من جز سموم هجر در اعضا نیافتم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۰۳ - می خواستم که روزه گشایم نماز شام
گوهر بعدی:شماره ۱۴۰۵ - عمرم گذشت و روی تو دیدن نیافتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.