هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد و رنج عشق و فراق می‌گوید و بیان می‌کند که چگونه غم و اندوه او را فرا گرفته است. او از تلخی‌های زندگی، حسرت‌ها و ناکامی‌هایش سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که ای کاش مرگ زودتر به سراغش می‌آمد تا از این همه درد رها شود. با این حال، در میان همه این ناامیدی‌ها، ذکر یار برایش تسکین‌بخش است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و غمگین است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و فکری دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و حسرت ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۱۴۱۱ - امشب من آن نیم که فغان را فرو برم

امشب من آن نیم که فغان را فرو برم
طوفان کنم ز دیده، جهان را فرو برم ۱

شمعی به سینه و نتوانم برون دهم
جان سوخت، چند سوز نهان را فرو برم ۲

بشناختم که لذت شمشیر و تیر چیست؟
هر دم ز بس که آه و فغان را فرو برم ۳

خونابه می خورم ز دل آن دولت از کجا؟
کز لعل یار شربت جان را فرو برم ۴

حسرت فرو برم، چو به سینه گره شود
آشام خون دل کنم، آن را فرو برم ۵

نی سنگ ماند و نی دل سنگین در این خراب
تا طعنه های پیر و جوان را فرو برم ۶

وه گر نمودی، ای اجل، آخر به پای زود
تا من ز خویش نام و نشان را فرو برم ۷

روزی به روی ترشی از ابروی تو نرفت
تا کی ز دور آب دهان را فرو برم؟ ۸

من خسروم، شکر شکن، اما به ذکر دوست
خواهم ز ذوق کام و زبان را فرو برم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۱۰ - تلخاب حسرت است هر آبی که من خورم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۱۲ - هر شب به دل تصور نازش فرو برم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.