شاعر در این متن از رنجها و جفاهایی که از معشوق خود میکشد سخن میگوید. او احساس میکند که علیرغم تحمل دردهای بسیار، همچنان به عشق و وفاداری خود ادامه میدهد. اشعار پر از تصاویر دردناک مانند خاک شدن، مورچه بودن، و کشیدن بارهای سنگین است. شاعر همچنین به تأثیر رنجهای خود بر اطرافیان مانند همسایه اشاره میکند و در نهایت از خرابی حال خود در اثر این عشق نافرجام میگوید.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که درک آنها برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از تصاویر بهکاررفته (مانند خاک شدن، مورچه بودن، و کشیدن بارهای سنگین) ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال سنگین و نامفهوم باشد.
شماره ۱۴۱۳ - فریاد از این جفا که من از یار می کشم
اندک همی شمارم و بسیار می کشم ۱
خاکم که کوب می خورم و پست می شوم
مورم که رنج می برم و بار می کشم ۲
گر از جفای او دلم افگار می شود
بازش هم اندرین دل افگار می کشم ۳
همسایه می بسوزد و فریاد می کند
زان ناله ها که من پس دیوار می کشم ۴
بر یار هم جفا بود، ار گویمش به روی
جوری که من ز یار جفا کار می کشم ۵
در ذکر او چه منع ز فریاد، آخرش
پیکانست کز جگر، نه ز پا، خار می کشم ۶
روشن چو روز گشت در آفاق سوز من
این شعله کز جگر به شب تار می کشم ۷
خسرو خراب گشته و جان هم شده خراب
کز دیده باده های چو گلنار می کشم ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.