خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این غزل عاشقانه، از عشق و دلباختگی خود سخن میگوید و با تصاویر زیبا و استعارههای غنی مانند انگبین (عسل) و یاسمین، احساسات خود را بیان میکند. او از رنج عشق، گریههای بیپایان و امیدهایش میگوید و در نهایت، از ریختن گهرهای اشک بر آستین یاد میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه، درک آن را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
شماره ۱۴۳۵ - برابر لب او انگبین چگونه کنم؟
برابر لب او انگبین چگونه کنم؟
مقابل رخ او یاسمین چگونه کنم؟ ۱
خدای چون سخنت را ز انگبین کرده ست
به پیش تو سخن از انگبین چگونه کنم؟ ۲
به زردی دل من زلف تو همی آید
بگو گرفتن او را، کمین چگونه کنم؟ ۳
بتا، به دیده نشین، کاندرین هوس مردم
که دیده با چو تویی همنشین چگونه کنم؟ ۴
ز گریه دیده سفیدم، بلی به نطع امید
سفید می شودم این چنین، چگونه کنم؟ ۵
بر آستین گهر از دیده بر تو می ریزم
پر از چنین گهری آستین چگونه کنم ۶
مقابل رخ او یاسمین چگونه کنم؟ ۱
خدای چون سخنت را ز انگبین کرده ست
به پیش تو سخن از انگبین چگونه کنم؟ ۲
به زردی دل من زلف تو همی آید
بگو گرفتن او را، کمین چگونه کنم؟ ۳
بتا، به دیده نشین، کاندرین هوس مردم
که دیده با چو تویی همنشین چگونه کنم؟ ۴
ز گریه دیده سفیدم، بلی به نطع امید
سفید می شودم این چنین، چگونه کنم؟ ۵
بر آستین گهر از دیده بر تو می ریزم
پر از چنین گهری آستین چگونه کنم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۳۴ - گذشت یار و نسازم به خوی او، چه کنم؟
گوهر بعدی:شماره ۱۴۳۶ - گر آشکار حدیث نهان خویش کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.