خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد عشق و غمهایش میگوید، از تنهایی و گفتوگو با دیوار خانه تا آرزوی بیان دردها به معشوق. او از ناامیدی و دروغهایش برای تسکین دلش سخن میگوید و در نهایت، به ناتوانی در بیان کامل احساساتش اشاره میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و دروغ برای تسکین خود نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۱۴۵۳ - همه شب از تو به دیوار خانه غم گویم
همه شب از تو به دیوار خانه غم گویم
فسانه گویم و با چشم پر زنم گویم ۱
چو غنچه گشت دلم خون و قصه تو ز رشک
دلم نخواست که با باد صبحدم گویم ۲
تو خود یقینست که خوش گردی از غمم، لیکن
کجاست دولت آنم که با تو غم گویم؟ ۳
خوش آن شبی که تو در خواب ناز باشی و من
نیاز خویش بدان زلف خم به خم گویم ۴
سکون دل را گویم «فلان از آن من است »
چنان اگر چه نباشد، دروغ هم گویم ۵
تو آن که می دهیم پند، بگذر از سر من
همان بس است که من درد خویش کم گویم ۶
حدث جان دژم پرسدم همه کس و من
همه حکایت آن نرگس دژم گویم ۷
مخوان به قبله ام، ای پارسا، روا داری
که تو هوالله گویی و من صنم گویم ۸
مرنج از شغب بی تکلف خسرو
سرود نیست که او را به زیر و بم گویم ۹
فسانه گویم و با چشم پر زنم گویم ۱
چو غنچه گشت دلم خون و قصه تو ز رشک
دلم نخواست که با باد صبحدم گویم ۲
تو خود یقینست که خوش گردی از غمم، لیکن
کجاست دولت آنم که با تو غم گویم؟ ۳
خوش آن شبی که تو در خواب ناز باشی و من
نیاز خویش بدان زلف خم به خم گویم ۴
سکون دل را گویم «فلان از آن من است »
چنان اگر چه نباشد، دروغ هم گویم ۵
تو آن که می دهیم پند، بگذر از سر من
همان بس است که من درد خویش کم گویم ۶
حدث جان دژم پرسدم همه کس و من
همه حکایت آن نرگس دژم گویم ۷
مخوان به قبله ام، ای پارسا، روا داری
که تو هوالله گویی و من صنم گویم ۸
مرنج از شغب بی تکلف خسرو
سرود نیست که او را به زیر و بم گویم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۵۲ - منم که بی به تو صد گونه داغ می سوزم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۵۴ - رخی که بر کف پای تو سیم تن مالم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.