خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر با وجود دردها و رنجهای عشق، همچنان به معشوق وفادار است و خود را بندهای میداند که حتی مرگ در راه معشوق برایش آرزوست. او از جفاهای معشوق شکایت دارد اما عشقش را نادیده نمیگیرد و حتی بوی معشوق را نیز به خوبی میشناسد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و گاهی دردناک است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۴۵۶ - نه یک دل، ار چه هزار است، آن او دانم
نه یک دل، ار چه هزار است، آن او دانم
که من کرشمه آن ترک فتنه جو دانم ۱
مرا چو بخت بد است، ار چه صد بلا به سرم
رسد ز یار، نه یاری بود کزو دانم ۲
خوشم ز تو به جفایی، مده فریب وفا
که من فریب تو و نیکوان نکو دانم ۳
چنین که بر سر کوی تو راه گم کردم
ز آستان تو رفتن کدام سو دانم ۴
هوای روی تو برد آن همه هوس ز سرم
که گشت سبزه و رفتن به باغ و جو دانم ۵
به جز به بندگیم روزگار می پرسی
به زیر پای توام، مردن آرزو دانم ۶
دلم بیار که می آید از تو بوی دلم
که من سگ توام و بوی را نکو دانم ۷
اگر چه گریه خسرو نشان رسواییست
ولیک من به حضور تو آبرو دانم ۸
که من کرشمه آن ترک فتنه جو دانم ۱
مرا چو بخت بد است، ار چه صد بلا به سرم
رسد ز یار، نه یاری بود کزو دانم ۲
خوشم ز تو به جفایی، مده فریب وفا
که من فریب تو و نیکوان نکو دانم ۳
چنین که بر سر کوی تو راه گم کردم
ز آستان تو رفتن کدام سو دانم ۴
هوای روی تو برد آن همه هوس ز سرم
که گشت سبزه و رفتن به باغ و جو دانم ۵
به جز به بندگیم روزگار می پرسی
به زیر پای توام، مردن آرزو دانم ۶
دلم بیار که می آید از تو بوی دلم
که من سگ توام و بوی را نکو دانم ۷
اگر چه گریه خسرو نشان رسواییست
ولیک من به حضور تو آبرو دانم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۵۵ - اگر چه از تو دل خسته و غمین دارم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۵۷ - نیامده ست به چشم آدمی بدین سانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.