خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق شدید به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که حاضر است هر رنج و سختی را برای رسیدن به او تحمل کند. او از لبهای معشوق به عنوان منبع زندگی یاد میکند و تأکید میکند که بدون امید دیدار معشوق، زندگی برایش بیمعناست.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسات شدید است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند 'ترعه خون' ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۴۶۷ - چون شکر زان دو لعل تر بکنم
چون شکر زان دو لعل تر بکنم
دل نخواهم که از شکر بکنم ۱
لب تو آب زندگانی را
ترعه خون شود، اگر بکنم ۲
تا بسوزم در آتش غم تو
گوشه ای هر دم از جگر بکنم ۳
گر نباشد امید دیدن تو
دیده خویش را ز سر بکنم ۴
پیش رویت در آتش اندازم
گل که از باغ تازه تر بکنم ۵
نکنم دل ز مهرت، ار هر شب
جان ز عشق تو تا سحر بکنم ۶
بر مکن چشم مردمی از من
که نیارم ز تو نظر بکنم ۷
جان کند خسرو از لبت هر دم
خنده ای زن که بیشتر بکنم ۸
دل نخواهم که از شکر بکنم ۱
لب تو آب زندگانی را
ترعه خون شود، اگر بکنم ۲
تا بسوزم در آتش غم تو
گوشه ای هر دم از جگر بکنم ۳
گر نباشد امید دیدن تو
دیده خویش را ز سر بکنم ۴
پیش رویت در آتش اندازم
گل که از باغ تازه تر بکنم ۵
نکنم دل ز مهرت، ار هر شب
جان ز عشق تو تا سحر بکنم ۶
بر مکن چشم مردمی از من
که نیارم ز تو نظر بکنم ۷
جان کند خسرو از لبت هر دم
خنده ای زن که بیشتر بکنم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۶۶ - هر شب از شوق جامه پاره کنم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۶۸ - جان من از غمت چنان شده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.