خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از احساسات عمیق خود در مورد عشق، وصال، وفاداری و صبر سخن میگوید. او از آرزوی دیدار معشوق، درد فراق، و امید به وفای وعدهها میگوید و در نهایت به صبر و کنترل احساسات اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیده است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، درک ظرافتهای ادبی و احساسی آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
شماره ۱۴۶۹ - گر در وصل را گشاد دهیم
گر در وصل را گشاد دهیم
دیده را مژده مراد دهیم ۱
پا نهادی به خاک و دل دادیم
جان همت هم بر آن نهاد دهیم ۲
دی برفتی و خواستم جان را
که نویدی براوفتاد دهیم ۳
وعده کردی، وفا نفرمودی
ور فراموش گشت، یاد دهیم ۴
صبر را گر عنان به دست آریم
اشک را یک دم ایستاد دهیم ۵
دیده را مژده مراد دهیم ۱
پا نهادی به خاک و دل دادیم
جان همت هم بر آن نهاد دهیم ۲
دی برفتی و خواستم جان را
که نویدی براوفتاد دهیم ۳
وعده کردی، وفا نفرمودی
ور فراموش گشت، یاد دهیم ۴
صبر را گر عنان به دست آریم
اشک را یک دم ایستاد دهیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۶۸ - جان من از غمت چنان شده ام
گوهر بعدی:شماره ۱۴۷۰ - تیغ برکش که تا ز سر برهیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.