هوش مصنوعی:
متن بالا یک شعر عرفانی-غزل است که در آن شاعر از رهایی از دردها، غمها و وابستگیهای دنیوی سخن میگوید. او از عشق، خشم، مرگ و رهایی از عقل حیلهگر صحبت میکند و در نهایت به دنبال آرامش و رهایی از رفیقان بیهنر است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به موضوعاتی مانند مرگ و رهایی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۷۰ - تیغ برکش که تا ز سر برهیم
تیغ برکش که تا ز سر برهیم
تیر بگشای کز نظر برهیم ۱
آشکارا مکش که تا باری
هم ز سر هم، ز درد سر برهیم ۲
خشم کن تا بمیرم اندر حال
از تو وز خویشتن دگر برهیم ۳
آخرم جرعه ای ببخش از لب
تا ازین عقل حیله گر برهیم ۴
گفتیم «خوش بزی و عشق مباز»
زنده از دست تو اگر برهیم ۵
وه که شب در میان کنم نروم
از تو روزی که، ای پسر، برهیم ۶
غم خسرو بگویمت که اگر
از رفیقان بی هنر برهیم ۷
تیر بگشای کز نظر برهیم ۱
آشکارا مکش که تا باری
هم ز سر هم، ز درد سر برهیم ۲
خشم کن تا بمیرم اندر حال
از تو وز خویشتن دگر برهیم ۳
آخرم جرعه ای ببخش از لب
تا ازین عقل حیله گر برهیم ۴
گفتیم «خوش بزی و عشق مباز»
زنده از دست تو اگر برهیم ۵
وه که شب در میان کنم نروم
از تو روزی که، ای پسر، برهیم ۶
غم خسرو بگویمت که اگر
از رفیقان بی هنر برهیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۶۹ - گر در وصل را گشاد دهیم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۷۱ - گل دل تازه گردد از دم خم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.