خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر از عشق و فراق سخن میگوید. او دل به معشوق سپرده، رنج هجران را تحمل کرده و در نهایت با پذیرش غم عشق، از دنیا رفته است. شعر بیانگر درد عشق، فداکاری و تسلیم در برابر تقدیر است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و وجود غم و فراق در شعر، برای درک و ارتباط بهتر، به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این احساسات ارتباط برقرار کنند.
شماره ۱۴۷۵ - دل به زلفت سپردم و رفتم
دل به زلفت سپردم و رفتم
در به زنجیر کردم و رفتم ۱
در شب وصل ماندنم بیمار
روز هجران شمردم و رفتم ۲
پیچشی داشتم ز هر مویش
همه از دل ببردم و رفتم ۳
چون غمت جمله قسمت من شد
غم تو جمله خوردم و رفتم ۴
چند گویی که «رو، بمیر از غم »
تو همان دان که مردم و رفتم ۵
گر ترا بود زحمتی از من
زحمت خویش بردم و رفتم ۶
جان خسرو که کس قبول نکرد
هم به خدمت سپردم و رفتم ۷
در به زنجیر کردم و رفتم ۱
در شب وصل ماندنم بیمار
روز هجران شمردم و رفتم ۲
پیچشی داشتم ز هر مویش
همه از دل ببردم و رفتم ۳
چون غمت جمله قسمت من شد
غم تو جمله خوردم و رفتم ۴
چند گویی که «رو، بمیر از غم »
تو همان دان که مردم و رفتم ۵
گر ترا بود زحمتی از من
زحمت خویش بردم و رفتم ۶
جان خسرو که کس قبول نکرد
هم به خدمت سپردم و رفتم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۷۴ - دوش می رفت و آه می کردم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۷۶ - دل ز مهر تو در که پیوندم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.