هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و فراق سخن میگوید. او دل به معشوق سپرده، رنج هجران را تحمل کرده و در نهایت با پذیرش غم عشق، از دنیا رفته است. شعر بیانگر درد عشق، فداکاری و تسلیم در برابر تقدیر است.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عاشقانه و وجود غم و فراق در شعر، برای درک و ارتباط بهتر، به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این احساسات ارتباط برقرار کنند.
شماره ۱۴۷۵ - دل به زلفت سپردم و رفتم
دل به زلفت سپردم و رفتم
در به زنجیر کردم و رفتم ۱
در شب وصل ماندنم بیمار
روز هجران شمردم و رفتم ۲
پیچشی داشتم ز هر مویش
همه از دل ببردم و رفتم ۳
چون غمت جمله قسمت من شد
غم تو جمله خوردم و رفتم ۴
چند گویی که «رو، بمیر از غم »
تو همان دان که مردم و رفتم ۵
گر ترا بود زحمتی از من
زحمت خویش بردم و رفتم ۶
جان خسرو که کس قبول نکرد
هم به خدمت سپردم و رفتم ۷
در به زنجیر کردم و رفتم ۱
در شب وصل ماندنم بیمار
روز هجران شمردم و رفتم ۲
پیچشی داشتم ز هر مویش
همه از دل ببردم و رفتم ۳
چون غمت جمله قسمت من شد
غم تو جمله خوردم و رفتم ۴
چند گویی که «رو، بمیر از غم »
تو همان دان که مردم و رفتم ۵
گر ترا بود زحمتی از من
زحمت خویش بردم و رفتم ۶
جان خسرو که کس قبول نکرد
هم به خدمت سپردم و رفتم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۷۴ - دوش می رفت و آه می کردم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۷۶ - دل ز مهر تو در که پیوندم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.