خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و علاقهی عمیق خود به معشوق سخن میگوید، اما اظهار میکند که با وجود رنج هجران، خود را به دیگری نمیسپارد. او شبها را به یاد معشوق بیدار میماند و جان خود را فدای یاد او میکند، اما معشوق از این احساسات بیخبر است.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیدهای است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شاعرانه ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۱۴۷۷ - من اگر دوستت همی دارم
من اگر دوستت همی دارم
مکش اکنون برای این کارم ۱
من خود از هجر مرده ام، لیکن
خویشتن را بدو نمی آرم ۲
لاف یاری نمی زنم، هر چند
با تو در خویشتن نمی یارم ۳
در نشان ستارگان سپهر
همه شب تا به روز بیدارم ۴
می دهم جان به یاد گیسویت
شب بدین یاد زنده می دارم ۵
نستانی تو جان خسرو، لیک
گر بگویی به غمزه نسپارم ۶
مکش اکنون برای این کارم ۱
من خود از هجر مرده ام، لیکن
خویشتن را بدو نمی آرم ۲
لاف یاری نمی زنم، هر چند
با تو در خویشتن نمی یارم ۳
در نشان ستارگان سپهر
همه شب تا به روز بیدارم ۴
می دهم جان به یاد گیسویت
شب بدین یاد زنده می دارم ۵
نستانی تو جان خسرو، لیک
گر بگویی به غمزه نسپارم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۷۶ - دل ز مهر تو در که پیوندم؟
گوهر بعدی:شماره ۱۴۷۸ - ای وجود تو دیده جانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.