خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و آشنایی خود با معشوقهای بازیگوش و فریبنده سخن میگوید. او از ترس نگاههای غمگین معشوقه و تأثیر مستی و دشنامهایش بر خود میگوید و در پایان به مهارت خود در سخنوری اشاره میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از واژگان و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۴۸۱ - من آن ترک طناز را می شناسم
من آن ترک طناز را می شناسم
من آن شوخ بدساز را می شناسم ۱
مبینید تا می توانید در وی
که من آن سرانداز را می شناسم ۲
نبینم به سویش ز بیم دو چشمش
که آن هر دو غماز را می شناسم ۳
شبم تازه شد جان به دشنام مستی
تو بودی، من آواز را می شناسم ۴
ز من پرس ذوق سخنهای خسرو
که من آن ره ساز را می شناسم ۵
من آن شوخ بدساز را می شناسم ۱
مبینید تا می توانید در وی
که من آن سرانداز را می شناسم ۲
نبینم به سویش ز بیم دو چشمش
که آن هر دو غماز را می شناسم ۳
شبم تازه شد جان به دشنام مستی
تو بودی، من آواز را می شناسم ۴
ز من پرس ذوق سخنهای خسرو
که من آن ره ساز را می شناسم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۸۰ - من از دست دل دوش دیوانه بودم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۸۲ - ز عشقت من خسته جان می خراشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.