خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از توبههای شکسته و بازگشت به مینوشی سخن میگوید. او از دوری از زهد و ریا و گرایش به خرابات و مینوشی میگوید. همچنین، از دست دادن دل و هوش و خدمت به بتها را بیان میکند و در نهایت، از بیفایده بودن تلاش برای اصلاح خود مینالد.
متن شامل مضامین عرفانی و اشاره به مینوشی و خرابات است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی در متن وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۹۲ - زین پس سر آن نیست که من زهد فروشم
زین پس سر آن نیست که من زهد فروشم
ساقی، قدحی ده که به روی تو بنوشم ۱
جایی که نیرزد به جوی دین درستم
این توبه صد جای شکسته چه فروشم؟ ۲
بس پیر خرابات که دیدم به شفاعت
تا باز گشادند در میکده دوشم ۳
اکنون که سرم شد به در میکده پامال
چون بیم دهد محتسب از مالش گوشم؟ ۴
بوده ست ز هوش و دلم اندیشه تیمار
المنت لله که نه دل ماند نه هوشم ۵
رفت آن که مصلا به کتف داشتم، اکنون
بازیچه گه مغ بچگان شد سر و دوشم ۶
پوشیده بسی خدمت بت کردم و زین پس
زنار هوس می کندم، از تو چه پوشم؟ ۷
چون باز نیامد ز بت و بتکده خسرو
اصلاح مزاج سگ دیوانه چه کوشم؟ ۸
ساقی، قدحی ده که به روی تو بنوشم ۱
جایی که نیرزد به جوی دین درستم
این توبه صد جای شکسته چه فروشم؟ ۲
بس پیر خرابات که دیدم به شفاعت
تا باز گشادند در میکده دوشم ۳
اکنون که سرم شد به در میکده پامال
چون بیم دهد محتسب از مالش گوشم؟ ۴
بوده ست ز هوش و دلم اندیشه تیمار
المنت لله که نه دل ماند نه هوشم ۵
رفت آن که مصلا به کتف داشتم، اکنون
بازیچه گه مغ بچگان شد سر و دوشم ۶
پوشیده بسی خدمت بت کردم و زین پس
زنار هوس می کندم، از تو چه پوشم؟ ۷
چون باز نیامد ز بت و بتکده خسرو
اصلاح مزاج سگ دیوانه چه کوشم؟ ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۹۱ - عاشق شدم، با یار بدعهد وغا کردم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۹۳ - گر من به کمند تو گرفتار نباشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.