هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و رنجهای عاشقانه و ناامیدیهای خود میگوید. او از بیصبری، غم، آوارگی دل، و ندانستن سرنوشت خود سخن میگوید. همچنین به مفاهیمی مانند یار ناسازگار، ترس از بلا، و پذیرش دردها اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از اشارات به درد و رنج نیاز به بلوغ فکری برای درک بهتر دارد.
شماره ۱۵۰۰ - باز این دل من رو به که آورد، ندانم؟
باز این دل من رو به که آورد، ندانم؟
وان صبر که بوده ست، کجا کرد، ندانم؟ ۱
شب ها منم و گوشه غم حال من این است
حال دل آواره شبگرد ندانم ۲
آن گرد که می خیزد ازان راه ببینید
و آن کیست سوار از پی آن گرد، ندانم؟ ۳
اشک از سفر کوی ویم تحفه غم آورد
من خوش تر ازین هیچ ره آورد ندانم ۴
بازم به جگر می خلد آن قامت چون تیر
ساقی، قدح باده که من درد ندانم ۵
یاری که برنجد ز جفا، یار نگویم
مردی که بترسد ز بلا، مرد ندانم ۶
از هر که بپرسند بگوید که چه خسرو
یک سوخته حادثه پرورد ندانم ۷
وان صبر که بوده ست، کجا کرد، ندانم؟ ۱
شب ها منم و گوشه غم حال من این است
حال دل آواره شبگرد ندانم ۲
آن گرد که می خیزد ازان راه ببینید
و آن کیست سوار از پی آن گرد، ندانم؟ ۳
اشک از سفر کوی ویم تحفه غم آورد
من خوش تر ازین هیچ ره آورد ندانم ۴
بازم به جگر می خلد آن قامت چون تیر
ساقی، قدح باده که من درد ندانم ۵
یاری که برنجد ز جفا، یار نگویم
مردی که بترسد ز بلا، مرد ندانم ۶
از هر که بپرسند بگوید که چه خسرو
یک سوخته حادثه پرورد ندانم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۹۹ - مرا بین کاندرین حالت سر و سامان نمی خواهم
گوهر بعدی:شماره ۱۵۰۱ - وقتی ازین پیش تر خوشدلیی داشتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.