خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این شعر، شاعر از روزهای خوش گذشته و عشقی که به غارت رفته است یاد میکند. او از تلاشهای بیثمرش برای حفظ وفا و امید میگوید و از بیپاس بودن این تلاشها اظهار پشیمانی میکند. همچنین، شاعر به تأثیرات عمیق عشق و خاطرات آن بر قلب و ذهنش اشاره میکند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیدهای است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غارت عشق و پشیمانی نیاز به تجربه و بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۵۰۱ - وقتی ازین پیش تر خوشدلیی داشتیم
وقتی ازین پیش تر خوشدلیی داشتیم
غارت عشقت رسید، آن همه بگذاشتیم ۱
تخم وفا کاشتیم بر سر راه امید
هیچ بری چون نداد، کاش نمی کاشتیم! ۲
شاهسوارا، ز خط تا بکشیدی سپه
ز آتش دل در هوا صد علم افراشتیم ۳
دی ز لب پر نمک خنده زدی، وز لبت
هر چه جگر رخنه داشت از نمک انباشتیم ۴
دیده خسرو شده ست خانه نقاش چین
بس که درو از خیال نقش تو بنگاشتیم ۵
غارت عشقت رسید، آن همه بگذاشتیم ۱
تخم وفا کاشتیم بر سر راه امید
هیچ بری چون نداد، کاش نمی کاشتیم! ۲
شاهسوارا، ز خط تا بکشیدی سپه
ز آتش دل در هوا صد علم افراشتیم ۳
دی ز لب پر نمک خنده زدی، وز لبت
هر چه جگر رخنه داشت از نمک انباشتیم ۴
دیده خسرو شده ست خانه نقاش چین
بس که درو از خیال نقش تو بنگاشتیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۰۰ - باز این دل من رو به که آورد، ندانم؟
گوهر بعدی:شماره ۱۵۰۲ - بس به مویت اسیر شد جانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.