خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه از بیدل دهلوی بیانگر درد و رنج عشق نافرجام و شیدایی است. شاعر از گذر عمر و ماندگاری عشق می‌گوید، از دل‌بستگی به معشوق و سوختن در آتش فراق. او از نگاه‌های بی‌ثمر به زیبارویان و اشک‌های بی‌پاسخ می‌نالد و در نهایت، خود را خاک‌سار درگاه معشوق می‌داند.

مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند عشق نافرجام و رنج عشق‌ورزی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۵۶۷ - عمر برفت و نرفت عشق ز سودای من

عمر برفت و نرفت عشق ز سودای من
ترک جوانان نگفت این دل شیدای من ۱

بسته به جانم کمر پیش بتان چون کنم
خاصیت این می دهد طالع جوزای من ۲

تا به خرابات عشق دامنم آلوده گشت
بر سر بازار عشق پیش نشد پای من ۳

پختن سودای وصل، جان و دلم را بسوخت
چون نگرم، خام بود، این همه سودای من ۴

آینه گر روی تست، آه دل، ای آه دل
علت اگر عشق تست، وای من، ای وای من ۵

تو به قتال منی، من به تماشای تو
بهتر از این خود نبود هیچ تمنای من ۶

تا تو به چشم آمدی از پس این، هیچ گه
در رخ خوبان ندید چشم گهرزای من ۷

بیش نیامد مرا شکل گلی پیش چشم
بیش خسی نگذرد بر لب دریای من ۸

قصه باران اشک بیش نگویم، ازآنک
در خور گوش تو نیست لؤلؤی لالای من ۹

بهر چه می داریم، بنده اگر کشتنی ست
رنجه کن آن تیغ را بهر تقاضای من ۱۰

خسرو بیدل ز شوق بر در تو خاک شد
هیچ نگفتی «کجاست عاشق تنهای من؟» ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۶۶ - خویش را در کوی بی خویشی فگن
گوهر بعدی:شماره ۱۵۶۸ - ای دل، از آنها که رفت، گر بتوانی مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.