این متن شعری است که به ستایش میگساری و زندگی رندانه میپردازد. شاعر از ساقی میخواهد که جامی از شراب به او بدهد و تأکید میکند که رندی و بوالهوسی از پیش مقدر شده است. او توصیه میکند که در میکده قانع باشیم و از شراب لذت ببریم، زیرا زندگی زودگذر است و ارزش آن را ندارد که نگران دیگران باشیم. همچنین، اشاره میکند که افراد با گوهر ذات بیخلل نیازی به توجه به خسیسان ندارند و باید قدح شراب را در خلوت نگه داشت تا از مزاحمت دیگران در امان بود. در پایان، شاعر از ساقی میخواهد که شراب بیاورد و از نگرانیهای دنیوی مانند شحنه و قاضی و عسسان بیخیال شود.
این متن به دلیل اشاره به میگساری و مفاهیم رندانه که ممکن است برای مخاطبان جوان نامناسب باشد، بهتر است برای افراد بالای 18 سال در نظر گرفته شود. همچنین، مضامین عمیق عرفانی و فلسفی آن برای درک بهتر به بلوغ فکری نیاز دارد.
شماره ۱۵۸۹ - خوش است میکده، ساقی، به روی همنفسان
ز جام ساقی دوشینه جرعه ای برسان ۱
محقق است که خیاط غیب روز ازل
ندوخت خلعت رندی به قد بوالهوسان ۲
به کنج میکده بنشین مدام و قانع باش
که خون خویش خوری به که می ز دست کسان ۳
چراغ عیش برافروز از شراب که زود
شود ز دست تو رغبت چو روغن بلسان ۴
کسی که گوهر ذاتیش بی خلل باشد
چه التفات نماید به اختیار خسان ۵
نهفته دار قدح را درون خلوت خاص
رو مدار که افتند اندر او مگسان ۶
بیار باده که ما را نماند چون خسرو
غمی ز شحنه و قاضی و بیمی از عسسان ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.