هوش مصنوعی:
متن بالا یک شعر عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از ساقی میخواهد جام شراب را بچرخاند و خود را بیشتر مست کند. او از درد عشق میگوید و از صبا میخواهد که اگر حریفش را دید، از او خبری به مستمند سرگردان برساند. شاعر همچنین از خدا میخواهد که دل یارش را به سوی او برگرداند و از یار میخواهد که گاهی به یاد او باشد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل اشارههایی به شراب و مستی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان زیر 16 سال مناسب نباشد. همچنین، مضامین عاشقانه و عرفانی آن نیاز به درک و بلوغ بیشتری دارد.
شماره ۱۵۹۸ - بیار ساقی و جام شراب در گردان
بیار ساقی و جام شراب در گردان
خراب کرده خود را خراب تر گردان ۱
ز بهر دردکشان آبگینه حاجت نیست
یکی سفال شکسته بیار و در گردان ۲
هنوز عقل ز تو دیر می دهد خبرم
لبالبم دو سه پیش آر و بی خبر گردان ۳
گر آن حریف مرا بینی، ای صبا، جایی
خبر دهیش از این مستمند سرگردان ۴
به ترک صحبت دیرینه، گفتمش، هوس است
به فضل خویش، خدایا، دلش دگر گردان ۵
کسان به یار او مست و بی خبر، یارب
که پیش تیر همه جان من سپر گردان ۶
بماند خسرو لب خشک و ز آه گرم آخر
گهی بپرس و زبانی به لطف در گردان ۷
خراب کرده خود را خراب تر گردان ۱
ز بهر دردکشان آبگینه حاجت نیست
یکی سفال شکسته بیار و در گردان ۲
هنوز عقل ز تو دیر می دهد خبرم
لبالبم دو سه پیش آر و بی خبر گردان ۳
گر آن حریف مرا بینی، ای صبا، جایی
خبر دهیش از این مستمند سرگردان ۴
به ترک صحبت دیرینه، گفتمش، هوس است
به فضل خویش، خدایا، دلش دگر گردان ۵
کسان به یار او مست و بی خبر، یارب
که پیش تیر همه جان من سپر گردان ۶
بماند خسرو لب خشک و ز آه گرم آخر
گهی بپرس و زبانی به لطف در گردان ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۹۷ - دلم که سوخت ز عشقش چراغ جان من است آن
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹۹ - دریغ صحبت دیرینه وفاداران
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.