هوش مصنوعی:
این شعر یک درخواست عاشقانه و روحانی است که در آن شاعر از درد فراق و هجران مینالد و از معشوق یا پروردگار میخواهد که به او رحم کند، وعدههایش را عملی سازد و دردهایش را درمان نماید. او به امید وصل و رهایی از رنجهاست و در نهایت، عشق را بالاتر از هر چیزی میداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و احساسات بیانشده نیاز به بلوغ عاطفی دارند.
شماره ۱۶۰۰ - آخر نگاهی بر حال ما کن
آخر نگاهی بر حال ما کن
درد دلم را روزی دوا کن ۱
از دست هجران من در بلایم
یارب، به فضلت آن را دوا کن ۲
گفتی «به وصلت روزی نوازم »
وقت است، جانا، وعده وفا کن ۳
من در فراقت شوریده حالم
باز آی و رحمی بر حال ما کن ۴
صد ره نویدم دادی به وصلت
امید ما را باری وفا کن ۵
از خوبرویان زشتی نیاید
این زشت رویی آخر رها کن ۶
زین بیش ما را از خود میازار
اندیشه آخر روز جزا کن ۷
در عشق، خسرو، دل را چه قیمت؟
جان و روان را پیشش فنا کن ۸
درد دلم را روزی دوا کن ۱
از دست هجران من در بلایم
یارب، به فضلت آن را دوا کن ۲
گفتی «به وصلت روزی نوازم »
وقت است، جانا، وعده وفا کن ۳
من در فراقت شوریده حالم
باز آی و رحمی بر حال ما کن ۴
صد ره نویدم دادی به وصلت
امید ما را باری وفا کن ۵
از خوبرویان زشتی نیاید
این زشت رویی آخر رها کن ۶
زین بیش ما را از خود میازار
اندیشه آخر روز جزا کن ۷
در عشق، خسرو، دل را چه قیمت؟
جان و روان را پیشش فنا کن ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۹۹ - دریغ صحبت دیرینه وفاداران
گوهر بعدی:شماره ۱۶۰۱ - سبزه همان و گل و صحرا همان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.