هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام و درد دوری از معشوق سخن میگوید. شاعر از غم درونی، زخمهای عشق و بیقراری جان خود مینالد و اشاره میکند که عشق، بلایی است که هر کس در آن افتاد، به سختی رها میشود. همچنین، از معمای خط معشوق و بیدلی ناشی از آن یاد میکند و در پایان، به نالههای چنگ در راه عشق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و احساساتی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و اندوه ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۶۰۸ - چه کنم کز دل من آن صنم آید بیرون
چه کنم کز دل من آن صنم آید بیرون
با دل از سلسله خم به خم آید بیرون ۱
آخر، ای آه درون مانده، دمی بیرون رو
مگر از دل قدری دود غم آید بیرون ۲
مژه تست چو پیکان کج اندر جگرم
بکشم، لیکن با جان بهم آید بیرون ۳
جان رود، لیک دم مهر و وفایت گردد
آخر این روز که از سینه ام آید بیرون ۴
من و رسوایی جاوید که عشق تو بلاست
هر که افتاد درین فتنه، کم آید بیرون ۵
گر معمای خطت را به خرد برخوانند
قصه بیدلی از هر رقم آید بیرون ۶
چنگ را ماند خسرو که زند چون ره عشق
ناله از هر رگ او زیر و بم آید بیرون ۷
با دل از سلسله خم به خم آید بیرون ۱
آخر، ای آه درون مانده، دمی بیرون رو
مگر از دل قدری دود غم آید بیرون ۲
مژه تست چو پیکان کج اندر جگرم
بکشم، لیکن با جان بهم آید بیرون ۳
جان رود، لیک دم مهر و وفایت گردد
آخر این روز که از سینه ام آید بیرون ۴
من و رسوایی جاوید که عشق تو بلاست
هر که افتاد درین فتنه، کم آید بیرون ۵
گر معمای خطت را به خرد برخوانند
قصه بیدلی از هر رقم آید بیرون ۶
چنگ را ماند خسرو که زند چون ره عشق
ناله از هر رگ او زیر و بم آید بیرون ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۰۷ - من خسته را ز آن خود کن، ببین
گوهر بعدی:شماره ۱۶۰۹ - ای شکل و بالایت بلا، از بهر جان مردمان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.