هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی بیان می‌شود که از جمال و فتنه‌انگیزی معشوق سخن می‌گوید. شاعر از عشق بی‌حد و مرز خود می‌گوید که قابل توصیف با الفاظ عادی نیست و از رنج‌های عشق و دل‌سوختگی خود سخن می‌راند. همچنین، اشاره‌ای به فداکاری در راه عشق و بی‌اعتنایی به دنیا دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.

شماره ۱۶۱۰ - چه بلاست از دو چشمت نظر نیاز کردن

چه بلاست از دو چشمت نظر نیاز کردن
مژه را گشاد دادن، در فتنه باز کردن ۱

چو کمال صنع بی چون ز جمال تست پیدا
نتوان حدیث عشقت ز ره مجاز کردن ۲

همه خواب مردمان شد به دو دیده تلخ، یارب
ز کجات گشت شیرین حرکات ناز کردن ۳

چه خوش است باد خلوت که دهد سرشک خونین
ز خراش دل گواهی به زبان راز کردن ۴

دل پر ز خون و با تو نزنم دمی که نتوان
به حضور نازنینان غم دل دراز کردن ۵

تو بخسپ خوش که ما را ز غمش چو شمع خو شد
همه روز زنده بودن، همه شب گداز کردن ۶

به جفات دل نهادم، بکن آنچه می توانی
چه کنم نمی توانم ز تو احتراز کردن ۷

به هوس فدا کنم جان به درت که نیست عاوی
پسر سبکتگین را هوس ایاز کردن ۸

صف عاشقانست اینجا، مده، ای فقیه، زحمت
که به شهر بت پرستان نتوان نماز کردن ۹

چه بود متاع خسرو که کند نثار جانان
مگسی چه طمع راند به دهان باز کردن؟ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۰۹ - ای شکل و بالایت بلا، از بهر جان مردمان
گوهر بعدی:شماره ۱۶۱۱ - گر ز شوخی نیستت پروای من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.