هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و دل‌بستگی به معشوق سخن می‌گوید. او از گمراهی و اشتیاق خود به سرو خرامان (معشوق) می‌نالد و از بی‌خبری دیگران از حالش شکایت دارد. همچنین، به زیبایی‌های معشوق مانند چشم‌ها و موهایش اشاره می‌کند و از عشق بی‌پایان خود می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و گمراهی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۱۶۴۱ - امروز به نظاره آن سرو خرامان

امروز به نظاره آن سرو خرامان
بس عاقل و هشیار که شد بی سرو و سامان ۱

جانم شده گمراه و به دل مانده خیالی
زان سرو که می رفت به صد ناز خرامان ۲

ای بی خبر، از حال چه گویم به تو این حال
دانی که ندانند غم سوخته خامان ۳

از چشم غلامان چونه ای هیچ گهی دور
خواهم که ببوسم به هوس چشم غلامان ۴

گر پیش تو لافد مه کامل، نپذیرد
دعوی تمامی کس ازین نیم تمامان ۵

از بوی خط و زلف تو بس جا که رود باد
گر وام کند مشکی ازان غالیه دامان ۶

خسرو چه دری جامه، چو فرهاد شو از عشق
کز ناله کسی را فگند چاک به دامان ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۵۸۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۴۰ - در سرم باز هوایی ست که گفتن نتوان
گوهر بعدی:شماره ۱۶۴۲ - ز سر کرشمه یک ره نظری به روی من کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.