هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد دوری معشوق و عشق بیپاسخ مینالد. او از تأثیر عمیق خیال معشوق بر جان و دلش سخن میگوید و رنج ناشی از این عشق را توصیف میکند. همچنین، از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود و دیگران یاد میکند و در نهایت، از ترس ملالتانگیز شدن سخنانش برای معشوق، از بیان تمام دردهایش خودداری میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهای است که درک آن به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۶۴۹ - بیچاره دلم خون شد در پیش خیال تو
بیچاره دلم خون شد در پیش خیال تو
تا چند هنوز آخر دوری ز وصال تو ۱
عقل و دل و جان از تن، برد این همه عقل از من
من مانده ام و چشمی حیران جمال تو ۲
خنجر کش و بازم کش تا باز رهم زین غم
ور زانکه بود، جانا، هر چند وبال تو ۳
زینگونه کن من دیدم شکل تو و حال تو
دشوار برم جان را از دست خیال تو ۴
ای لشکر مشتاقان در پیش رکاب تو
ای گردن سربازان در پیش دوال تو ۵
یارب که چه ظلم است آن، یارب، که چه داغ است این
بر جان مسلمانان از هندوی خال تو ۶
جانی ست مرا هدیه، منمای چنان رویم
کاندازه من نبود تعظیم جمال تو ۷
صد قصه فزون دارم از درد دل خسرو
لیکن به زبان نارم از بیم ملال تو ۸
تا چند هنوز آخر دوری ز وصال تو ۱
عقل و دل و جان از تن، برد این همه عقل از من
من مانده ام و چشمی حیران جمال تو ۲
خنجر کش و بازم کش تا باز رهم زین غم
ور زانکه بود، جانا، هر چند وبال تو ۳
زینگونه کن من دیدم شکل تو و حال تو
دشوار برم جان را از دست خیال تو ۴
ای لشکر مشتاقان در پیش رکاب تو
ای گردن سربازان در پیش دوال تو ۵
یارب که چه ظلم است آن، یارب، که چه داغ است این
بر جان مسلمانان از هندوی خال تو ۶
جانی ست مرا هدیه، منمای چنان رویم
کاندازه من نبود تعظیم جمال تو ۷
صد قصه فزون دارم از درد دل خسرو
لیکن به زبان نارم از بیم ملال تو ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۴۸ - بدینسان کز غمت بر خاک دارم هر زمان پهلو
گوهر بعدی:شماره ۱۶۵۰ - ای جان من آویزان از بند قبای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.