هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که از فراق معشوق خود رنج می‌برد. شاعر با تصاویری دردناک مانند غلتیدن در خاک و خون، بی‌خوابی‌های طولانی و از دست دادن جسم و روح، عمق اندوه خود را به تصویر می‌کشد. او معشوق را به بی‌وفایی متهم می‌کند و از او می‌خواهد که مانند خیالش وفادار باشد. در نهایت، شاعر با اشاره به خواب آرام معشوق، تضاد بین آرامش او و آشفتگی خود را برجسته می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه‌ی عمیق و تصاویر دردناک است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۶۴۸ - بدینسان کز غمت بر خاک دارم هر زمان پهلو

بدینسان کز غمت بر خاک دارم هر زمان پهلو
از آهن بادیم یا سنگ، نه از استخوان پهلو ۱

تو شب بر بستر نازی و من تا روز، در کویت
میان خاک و خون غلطان ازین پهلو، از آن پهلو ۲

خیالی ماندم از دستت، برهنه چون کنم خود را
که بر اندام من یک یک شمردن می توان پهلو ۳

چنین شبهای بی پایان و من بر بستر اندوه
از آن پهلو برین پهلو، وزین پهلو بر آن پهلو ۴

اگر بالا کنی یک گوشه ابرو، فرو ماند
مه نو کز بلندی می زند با آستان پهلو ۵

وفاداری بیاموز از خیال خویشتن باری
که از من وانگیرد روز تا شب یک زمان پهلو ۶

کنارم گیر تا بر هم نشیند پشت و پهلویم
که دل بیرون شده ست و مانده جایی در میان پهلو ۷

تو خوش می خسپ کز خواب جوانی بس که سرمستی
به هر پهلو که می خسپی نمی گردی از آن پهلو ۸

من و شبها و خاک در که داد آن بخت خسرو را
که بهر خواب پهلویت نهد، ای داستان، پهلو ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۴۷ - دو رخ بنمای و بازار کواکب بشکن از هر دو
گوهر بعدی:شماره ۱۶۴۹ - بیچاره دلم خون شد در پیش خیال تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.