هوش مصنوعی: این شعر از عشق نافرجام و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. شاعر از جور و ستم معشوق شکایت دارد و بیان می‌کند که عشق او چنان دردناک است که حتی امید به زندگی را نیز از بین برده است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق و درد عشق نافرجام است که درک آن برای سنین پایین‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، مناسب مخاطبان با سطح درک ادبی بالاتر است.

شماره ۱۶۷۶ - هر جا که لب به خنده گشاید دهان تو

هر جا که لب به خنده گشاید دهان تو
خونابه ایست از لب چون ناردان تو ۱

ای بس عنان که بر سر کوی تو شد ز دست
کز راه جور باز نتابد عنان تو ۲

شد خانمان صبر همه غارت و خراب
از ترکتاز غمزه نامهربان تو ۳

از خوی بد چه ظلم که بر ما نمی کنی
آخر چه کرده ام من مسکین از آن تو ۴

عشق تو بس که بر دل خسرو زده ست زخم
گرهست امید زیستنم هم به جان تو ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۷۵ - خون گریم ار چه از ستم بیکران تو
گوهر بعدی:شماره ۱۶۷۷ - کس چون جهد ز گیسوی همچون کمند تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.