هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، به زیباییهای معشوق و دردهای عشق میپردازد. شاعر از گیسوی کمندگونه، خندههای شیرین، و سروبالای معشوق سخن میگوید و از دلتنگیها و اشکهای تلخ خود مینالد. همچنین، پندهای ناصحان را بیثمر میداند و از عشق بیپایان خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و مناسب مخاطبان با درک ادبی بالاتر است.
شماره ۱۶۷۷ - کس چون جهد ز گیسوی همچون کمند تو
کس چون جهد ز گیسوی همچون کمند تو
جایی که آن کمند شود پای بند تو ۱
آموخت چشمهای مرا گریه های تلخ
در دیده خنده های لب نوشخند تو ۲
شویم ز گریه روی زمین را که هست حیف
کافتد به خاک سایه سرو بلند تو ۳
ای پندگو که گوییم از عشق او بخیز
چون دل به جای نیست، چه خیزد ز پند تو ۴
تا کی هنوز در دلت از خسته غبار
کز خون دل نشاند غبار سمند تو ۵
دل تنگیم بکشت، مفرمای عیب اگر
تنگ است این قبا به تن ارجمند تو ۶
دلهاست آخر این، نه سپند، اینچنین مسوز
یک پند من به گوش کن، ای من سپند تو ۷
گو تا به روح من کند از بعد مردنم
کش گر بود نصیبه ز حلوای قند تو ۸
گرد آر زلف را که ز عالم برون گریخت
خسرو هنوز می نجهد از کمند تو ۹
جایی که آن کمند شود پای بند تو ۱
آموخت چشمهای مرا گریه های تلخ
در دیده خنده های لب نوشخند تو ۲
شویم ز گریه روی زمین را که هست حیف
کافتد به خاک سایه سرو بلند تو ۳
ای پندگو که گوییم از عشق او بخیز
چون دل به جای نیست، چه خیزد ز پند تو ۴
تا کی هنوز در دلت از خسته غبار
کز خون دل نشاند غبار سمند تو ۵
دل تنگیم بکشت، مفرمای عیب اگر
تنگ است این قبا به تن ارجمند تو ۶
دلهاست آخر این، نه سپند، اینچنین مسوز
یک پند من به گوش کن، ای من سپند تو ۷
گو تا به روح من کند از بعد مردنم
کش گر بود نصیبه ز حلوای قند تو ۸
گرد آر زلف را که ز عالم برون گریخت
خسرو هنوز می نجهد از کمند تو ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۷۶ - هر جا که لب به خنده گشاید دهان تو
گوهر بعدی:شماره ۱۶۷۸ - گر باده می خورم به سر من خمار تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.