هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به توصیف معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر از زیباییهای معشوق، تأثیر نگاه او، و عشق عمیق خود سخن میگوید و در نهایت خود را بندهٔ معشوق میخواند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'بوی خون' و 'خون ما ریخت' ممکن است برای مخاطبان جوان نامناسب باشد.
شماره ۱۶۹۶ - عارض همچون نگارستان تو
عارض همچون نگارستان تو
شاهد حال است بر دستان تو ۱
شب جهانی کشته ای و آنگه هنوز
بوی خون می آید از پیکان تو ۲
عذر خواه آن غمزه را از ما که او
خون ما ریخت بی فرمان تو ۳
موی بر اندام من پیکان شود
چون کنم یاد از سر مژگان تو ۴
سنگ گوهر را به دندان بشکند
بشکند گر گوهر دندان تو ۵
گل بخندد در چمن گر خنده ای
وام یابد از لب خندان تو ۶
با چنین خوبی تو ز آن کیستی؟
بنده خسرو هست باری آن تو ۷
شاهد حال است بر دستان تو ۱
شب جهانی کشته ای و آنگه هنوز
بوی خون می آید از پیکان تو ۲
عذر خواه آن غمزه را از ما که او
خون ما ریخت بی فرمان تو ۳
موی بر اندام من پیکان شود
چون کنم یاد از سر مژگان تو ۴
سنگ گوهر را به دندان بشکند
بشکند گر گوهر دندان تو ۵
گل بخندد در چمن گر خنده ای
وام یابد از لب خندان تو ۶
با چنین خوبی تو ز آن کیستی؟
بنده خسرو هست باری آن تو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۹۵ - امشب، ای باد، یکی جانب آن بستان شو
گوهر بعدی:شماره ۱۶۹۷ - کارم از دست برفته ست ز نادیدن تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.