هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی بیان میشود که در فراق معشوق خود سوز و گداز میکند. شاعر از عشق و درد فراق میگوید و از دیدار معشوق آرزو میکند. او از سوز درون و بیقراری خود سخن میگوید و مرگ در راه معشوق را هوسانگیز میداند. همچنین، اشارهای به مفاهیم عرفانی مانند گنج معرفت و درد عشق دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند سوز و گداز عشق و آرزوی مرگ در راه معشوق ممکن است برای سنین پایینتر سنگین باشد.
شماره ۱۷۷۴ - هر روز کافتاب برآرد زبانه ای
هر روز کافتاب برآرد زبانه ای
بیرون جهم ز کلبه غم عاشقانه ای ۱
نظاره بر رخ تو کنم گر ببینمت
باری ز چاوشان بخورم تازیانه ای ۲
از دوستی تو به سر کوی تو نماند
ناشسته ز آب دیده من آستانه ای ۳
افتاده راه من به دل و گنج معرفت
گشت از خیال سیمبران دردخانه ای ۴
سوز درون کز او جگر من کباب شد
بیرون جهد ز هر ته مویی زبانه ای ۵
مردن به کوی تو هوسم می کند، ولی
یابم اگر چو دیدن رویت بهانه ای ۶
بیداریم بکشت که هر روز ازین خمار
باشیم گه خراب چو مست شبانه ای ۷
خوابم نماند بو که رسد خواب آخرم
آغاز کن ز لازمه من فسانه ای ۸
خسرو مرو به باغ که از ناله تو دی
مرغان نخورده اند به گلنار دانه ای ۹
بیرون جهم ز کلبه غم عاشقانه ای ۱
نظاره بر رخ تو کنم گر ببینمت
باری ز چاوشان بخورم تازیانه ای ۲
از دوستی تو به سر کوی تو نماند
ناشسته ز آب دیده من آستانه ای ۳
افتاده راه من به دل و گنج معرفت
گشت از خیال سیمبران دردخانه ای ۴
سوز درون کز او جگر من کباب شد
بیرون جهد ز هر ته مویی زبانه ای ۵
مردن به کوی تو هوسم می کند، ولی
یابم اگر چو دیدن رویت بهانه ای ۶
بیداریم بکشت که هر روز ازین خمار
باشیم گه خراب چو مست شبانه ای ۷
خوابم نماند بو که رسد خواب آخرم
آغاز کن ز لازمه من فسانه ای ۸
خسرو مرو به باغ که از ناله تو دی
مرغان نخورده اند به گلنار دانه ای ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۷۳ - جان ز هجرت چیست، زار افتاده ای
گوهر بعدی:شماره ۱۷۷۵ - فریاد کاندر شهر ما خون می کند عیاره ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.