هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین از خسروی شیرازی بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از جدایی و دوری معشوق شکایت دارد و میگوید حتی اگر در حضور معشوق باشد، باز هم غمگین است. شاعر از معشوق میخواهد که به او توجه کند و از او یاد کند. او همچنین از قدرت معشوق سخن میگوید و میگوید که حتی خورشید نیز در جایی که معشوق باشد نمیتابد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای این گروه سنی چالشبرانگیز باشد.
شماره ۱۷۹۶ - رخساره مکن راست به جایی که تو باشی
رخساره مکن راست به جایی که تو باشی
ور راست کنی، طرفه بالایی که تو باشی ۱
گفتی چو ببینی رخ ما را غم خود خور
از جان که کند یاد به جایی که تو باشی؟ ۲
از دیده نیفتد گذرش بر تو نگویی
تا خاک شوم در ته پایی که تو باشی ۳
شاید که نیاری به نظر ملک جهان را
در کلبه احزان گدایی که تو باشی ۴
خلقی به دم سرد بمیرد به درت، آنکه
خورشید نتابد به سرایی که تو باشی ۵
خسرو، اگر از شعر برانی سخن عشق
احسنت، زهی شعر سرایی که تو باشی ۶
ور راست کنی، طرفه بالایی که تو باشی ۱
گفتی چو ببینی رخ ما را غم خود خور
از جان که کند یاد به جایی که تو باشی؟ ۲
از دیده نیفتد گذرش بر تو نگویی
تا خاک شوم در ته پایی که تو باشی ۳
شاید که نیاری به نظر ملک جهان را
در کلبه احزان گدایی که تو باشی ۴
خلقی به دم سرد بمیرد به درت، آنکه
خورشید نتابد به سرایی که تو باشی ۵
خسرو، اگر از شعر برانی سخن عشق
احسنت، زهی شعر سرایی که تو باشی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۹۵ - چون می نرسد دست به پایی که تو داری
گوهر بعدی:شماره ۱۷۹۷ - مست آمده ای باز به مهمان که بودی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.