هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از نادیده گرفته شدن زحمات و رنجهایش توسط معشوق شکایت میکند و بیان میکند که معشوق هرگز درد و رنج او را درک نکرده است. همچنین، شاعر به بیوفایی و ستم معشوق اشاره میکند و میگوید که معشوق هرگز عاشق نبوده و بنابراین آزار عشق را ندیده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند شکایت و اندوه نیاز به بلوغ ذهنی برای درک کامل دارند.
شماره ۱۷۹۸ - دیدی که حق خدمت بسیار ندیدی
دیدی که حق خدمت بسیار ندیدی
ببریدی و رنج من غمخوارندیدی ۱
بسیار کشیدم غم و رنج تو و اندک
آن را به میان اندک و بسیار ندیدی ۲
آماج خدنگ ستمم ساختی آخر
جز من دگری لایق این کار ندیدی ۳
باری تو بزی شاد که داری دل خرم
چون که نشدی عاشق و آزار ندیدی ۴
بیداری شبهام چه دیدی تو که هرگز
در خواب گهی دیده بیدار ندیدی؟ ۵
بیمار چه پرسی تو که بیمار نگشتی
تیمار چه دانی تو که تیمار ندیدی ۶
خسرو، تو بسی غصه کشیدی ز چنان شوخ
باز از دل گمراه تو انکار ندیدی ۷
ببریدی و رنج من غمخوارندیدی ۱
بسیار کشیدم غم و رنج تو و اندک
آن را به میان اندک و بسیار ندیدی ۲
آماج خدنگ ستمم ساختی آخر
جز من دگری لایق این کار ندیدی ۳
باری تو بزی شاد که داری دل خرم
چون که نشدی عاشق و آزار ندیدی ۴
بیداری شبهام چه دیدی تو که هرگز
در خواب گهی دیده بیدار ندیدی؟ ۵
بیمار چه پرسی تو که بیمار نگشتی
تیمار چه دانی تو که تیمار ندیدی ۶
خسرو، تو بسی غصه کشیدی ز چنان شوخ
باز از دل گمراه تو انکار ندیدی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۹۷ - مست آمده ای باز به مهمان که بودی؟
گوهر بعدی:شماره ۱۷۹۹ - ای باد، حدیث دلم آنجاش بگویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.