هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از دوری و بی‌توجهی معشوق شکایت می‌کند و بیان می‌کند که معشوق با رفتارش باعث رنجش و ناراحتی او شده است. شاعر از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند و دلش را نشکند. همچنین، شاعر به زیبایی و قدرت معشوق اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که به عشق او پاسخ دهد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق در شعر وجود دارد که درک آن‌ها برای سنین پایین‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از واژگان و استعاره‌های به‌کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارند.

شماره ۱۸۰۸ - مرا چند آخر از خود دور داری؟

مرا چند آخر از خود دور داری؟
دلم را در هم و رنجور داری ۱

روا داری که با آن روی چو شمع
شب تاریک ما بی نور داری ۲

میان داری چو زنبوران کافر
مژه کافرتر از زنبور داری ۳

ز رسوایی مرنج، آخر محال است
که عاشق باشی و مستور داری! ۴

بتی گر داری، از فردا میندیش
که در خانه بهشت و حور داری ۵

تو آن سلطان خوبانی، نگارا
که همچون فتنه صد دستور داری ۶

ز چندان دل که ویران کرده تست
چه باشد گر یکی معمور داری؟ ۷

چو آتش در زدی، باری همین بین
چنین باشد که خود را دور داری ۸

معافی، گر نمی پرسی ز خسرو
که خوبی و دل مغرور داری ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۰۷ - شکستی طره، تا در سر چه داری؟
گوهر بعدی:شماره ۱۸۰۹ - دلا، با غمزه خوبان چه بازی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.