هوش مصنوعی:
این شعر از خسرو دهلوی، بیانگر درد و رنج شاعر از عشق نافرجام و بیوفایی معشوق است. شاعر با زبانی تلخ و گزنده، از کینهتوزی و ستم معشوق شکایت میکند و از او میپرسد که چه هدفی از این رفتارها دارد. همچنین، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، کفر و ایمان، و عدالت اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مضامین عمیق عاطفی مانند عشق نافرجام، رنج، و کینهتوزی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات به کفر و ایمان و مسلمانکشی ممکن است نیاز به درک بالاتری از مفاهیم فلسفی و دینی داشته باشد.
شماره ۱۸۰۷ - شکستی طره، تا در سر چه داری؟
شکستی طره، تا در سر چه داری؟
نگویی کینه با چاکر چه داری؟ ۱
کله کج کرده ای از بهر آن راست
که خون ریزی، دگر در سر چه داری؟ ۲
مسلمان کشتن اندر مذهب تست
بجز این خود تو، ای کافر، چه داری؟ ۳
مسلمانی ست این، آخر نه کفرست؟
ستم را، بیوفا، داور چه داری؟ ۴
ربودی جان ز خلقی از نگاهی
کنون تا چشم دیگر بر چه داری؟ ۵
ورق چون داغ شد، ابتر نگردد
چو داغم کرده ای، ابتر چه داری؟ ۶
اگر من گفته ام کز تو صبورم
دروغی گفته ام، باور چه داری؟ ۷
غمی دادی و آن دل را سپردم
من اینک حاضرم، دیگر چه داری؟ ۸
گرم دیوانه خواهی داشت در دشت
میان بربسته ام بر هر چه داری؟ ۹
فتاده سوختم بر خاک راهت
چنینم خاک و خاکستر چه داری؟ ۱۰
بر آب دیده خسرو ببخشای
چو جان تر کرد، چشمش تر چه داری؟ ۱۱
نگویی کینه با چاکر چه داری؟ ۱
کله کج کرده ای از بهر آن راست
که خون ریزی، دگر در سر چه داری؟ ۲
مسلمان کشتن اندر مذهب تست
بجز این خود تو، ای کافر، چه داری؟ ۳
مسلمانی ست این، آخر نه کفرست؟
ستم را، بیوفا، داور چه داری؟ ۴
ربودی جان ز خلقی از نگاهی
کنون تا چشم دیگر بر چه داری؟ ۵
ورق چون داغ شد، ابتر نگردد
چو داغم کرده ای، ابتر چه داری؟ ۶
اگر من گفته ام کز تو صبورم
دروغی گفته ام، باور چه داری؟ ۷
غمی دادی و آن دل را سپردم
من اینک حاضرم، دیگر چه داری؟ ۸
گرم دیوانه خواهی داشت در دشت
میان بربسته ام بر هر چه داری؟ ۹
فتاده سوختم بر خاک راهت
چنینم خاک و خاکستر چه داری؟ ۱۰
بر آب دیده خسرو ببخشای
چو جان تر کرد، چشمش تر چه داری؟ ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۰۶ - ز رحمت چشم بر چاکر نداری
گوهر بعدی:شماره ۱۸۰۸ - مرا چند آخر از خود دور داری؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.