هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانهای است که شاعر از بیتوجهی معشوق و جفاهای او میکشد. شاعر از معشوق میخواهد که به او توجه کند و از غم و اندوهی که بر او تحمیل شده است، شکایت دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانهی عمیق و احساسات پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، بیان درد و رنج عاطفی نیاز به سطحی از بلوغ روانی دارد.
شماره ۱۸۱۶ - جانا، تو زغم خبر نداری
جانا، تو زغم خبر نداری
کز سوز دلم اثر نداری ۱
بردار چو بر درت فتادم
یا خود فگنی و برنداری ۲
تا کی به جواب تلخ سوزی
نی آنکه به لب شکر نداری ۳
جای تو دل من است، بنشین
دل جای دگر اگر نداری ۴
می کن ز جفا هر آنچه خواهی
دانم که جز این هنر نداری ۵
ای غم، تو ز جان من چه خواهی؟
یا کار دگر مگر نداری ۶
خسرو، تو به راه خوبرویان
یکسر چه روی، دو سر نداری ۷
کز سوز دلم اثر نداری ۱
بردار چو بر درت فتادم
یا خود فگنی و برنداری ۲
تا کی به جواب تلخ سوزی
نی آنکه به لب شکر نداری ۳
جای تو دل من است، بنشین
دل جای دگر اگر نداری ۴
می کن ز جفا هر آنچه خواهی
دانم که جز این هنر نداری ۵
ای غم، تو ز جان من چه خواهی؟
یا کار دگر مگر نداری ۶
خسرو، تو به راه خوبرویان
یکسر چه روی، دو سر نداری ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۱۵ - بر لب اثر شراب داری
گوهر بعدی:شماره ۱۸۱۷ - نی کار کسی ست عشقبازی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.