هوش مصنوعی:
شاعر در این غزل از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از معشوقی مینالد که با وجود داشتن لبخندهای شیرین و بوسههای گرم، به رنجهای او بیتوجه است. شاعر از تنهایی، گریههای خونین و بیعدالتی در عشق شکایت دارد و در نهایت، از روشهای متناقض معشوق در برخورد با عاشقان سؤال میپرسد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'گریهی خونین' ممکن است برای مخاطبان جوان تر سنگین باشد.
شماره ۱۸۴۹ - می به جام ار چه زخون من مسکین داری
می به جام ار چه زخون من مسکین داری
نوش بادت که شکرخنده شیرین داری ۱
دو حیات است ز یک خنده تو عاشق را
زانکه در حقه یک خنده دو پروین داری ۲
زان لب ساده گرم بوسه ببخشی، کم ازآنک
نظری جانب این گریه رنگین داری ۳
پیش صوفی گذرو، گریه خونین، فرمای
تا به خون دست بشوید دلش از دین داری ۴
نگری در من و چون من نگرم برشکنی
این چه فتنه ست که بهر من مسکین داری ۵
خار در بستر تنهاییم افگند فراق
زان چه سودم که تو آن بر گل و نسرین داری؟ ۶
همه را زنده کنی و بکشی خسرو را
جان من این چه طریق است و چه آیین داری؟ ۷
نوش بادت که شکرخنده شیرین داری ۱
دو حیات است ز یک خنده تو عاشق را
زانکه در حقه یک خنده دو پروین داری ۲
زان لب ساده گرم بوسه ببخشی، کم ازآنک
نظری جانب این گریه رنگین داری ۳
پیش صوفی گذرو، گریه خونین، فرمای
تا به خون دست بشوید دلش از دین داری ۴
نگری در من و چون من نگرم برشکنی
این چه فتنه ست که بهر من مسکین داری ۵
خار در بستر تنهاییم افگند فراق
زان چه سودم که تو آن بر گل و نسرین داری؟ ۶
همه را زنده کنی و بکشی خسرو را
جان من این چه طریق است و چه آیین داری؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۴۸ - عالم آشوب تر از طره طراه خودی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۵۰ - بختم از خواب در آمد چو تو با من خفتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.