خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از جدایی و تغییر حالت معشوق سخن میگوید. معشوق از مهربانی دور شده و به سمت فتنه و لشکر میرود. شاعر از این تغییر ناراحت است و احساس میکند که معشوق دیگر به او توجهی ندارد. در پایان، شاعر به معشوق یادآوری میکند که جایگاه او نزد خسرو (شاه) است و اکنون مانند باد بیهدف در حال حرکت است.
این متن دارای مفاهیم عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۱۸۶۴ - ترک من، بر شکل دیگر می روی
ترک من، بر شکل دیگر می روی
با مه از خوبی برابر می روی ۱
چست بربستی قبای فتنه را
گویی از میدان به لشکر می روی ۲
بر سر خود راه کردم مر ترا
بر حقی، گر برسرم برمی روی ۳
چند گویی در روم در چشم تو؟
دیده در راهست، گر سر می روی ۴
دوش گفتی مردم چشم توام
وین زمان در چشم من در می روی ۵
سوی خسرو بین که خاک پای تست
ای که باد افگنده در سر می روی ۶
با مه از خوبی برابر می روی ۱
چست بربستی قبای فتنه را
گویی از میدان به لشکر می روی ۲
بر سر خود راه کردم مر ترا
بر حقی، گر برسرم برمی روی ۳
چند گویی در روم در چشم تو؟
دیده در راهست، گر سر می روی ۴
دوش گفتی مردم چشم توام
وین زمان در چشم من در می روی ۵
سوی خسرو بین که خاک پای تست
ای که باد افگنده در سر می روی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۶۳ - ای ز رویت چشم جان را روشنی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۶۵ - تا فراقت تاخت بر من بارگی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.