خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر از درد فراق و رنج دوری از معشوق میگوید. او از غم و بیدادی که تحمل کرده شکایت دارد و از معشوق میخواهد که برای لحظهای او را از این رنج رها کند. شاعر احساس میکند که صبرش به پایان رسیده و از معشوق میخواهد که به او توجه کند.
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، مفاهیمی مانند فراق، غم، و بیداد نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۱۸۶۵ - تا فراقت تاخت بر من بارگی
تا فراقت تاخت بر من بارگی
ساختم با محنت و آوارگی ۱
دل ز ما بردی، زهی جان پروری
خون ما خوردی، خهی غمخوارگی ۲
چار و ناچارت چو ما فرمان بریم
چاره ما ساز در بیچارگی ۳
چون عنان صبر بردی از کفم
یک زمان در کش عنان بارگی ۴
وارهان یکدم از این بیداد و غم
زانکه شد بیداد غم یکبارگی ۵
ساختم با محنت و آوارگی ۱
دل ز ما بردی، زهی جان پروری
خون ما خوردی، خهی غمخوارگی ۲
چار و ناچارت چو ما فرمان بریم
چاره ما ساز در بیچارگی ۳
چون عنان صبر بردی از کفم
یک زمان در کش عنان بارگی ۴
وارهان یکدم از این بیداد و غم
زانکه شد بیداد غم یکبارگی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۶۴ - ترک من، بر شکل دیگر می روی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۶۶ - آمد آن شادی جان بر ما دی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.