هوش مصنوعی:
شاعر از آمدن شادی و عشق به زندگی خود سخن میگوید و از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق و یادآوری لحظات شیرین گذشته مینویسد. او از بیداد و ناعدالتی نیز شکایت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مفاهیم مانند بیداد و ناعدالتی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۸۶۶ - آمد آن شادی جان بر ما دی
آمد آن شادی جان بر ما دی
شادی افزود مرا بر شادی ۱
پایش افتادم و لب بگرفتم
گفت، بگذار، کجا افتادی؟ ۲
گفتم آن کردم، چون باد صبا
از دل غنچه گره نگشادی ۳
سرو در آرزوی بندگیت
گله ها می کند از آزادی ۴
یاد داری که از این پیش ز لطف
باده بر یاد خودم می دادی ۵
کرد بیداد تو بر خسرو جور
نستد دارویی از بیدادی ۶
شادی افزود مرا بر شادی ۱
پایش افتادم و لب بگرفتم
گفت، بگذار، کجا افتادی؟ ۲
گفتم آن کردم، چون باد صبا
از دل غنچه گره نگشادی ۳
سرو در آرزوی بندگیت
گله ها می کند از آزادی ۴
یاد داری که از این پیش ز لطف
باده بر یاد خودم می دادی ۵
کرد بیداد تو بر خسرو جور
نستد دارویی از بیدادی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۶۵ - تا فراقت تاخت بر من بارگی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۶۷ - هر شب، ای ماه، کجا می گردی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.