هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق، جفا، وفاداری و رنجهای عشق سخن میگوید. او با وجود تحمل سختیها، عشقش را پایدار میداند و از معشوق میخواهد که به او توجه کند. همچنین، شاعر از مرگ و فراموشی نیز سخن میگوید و آرزوی رهایی از بیداری و هشیاری را دارد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به موضوعاتی مانند مرگ و رنج عشق ممکن است برای سنین پایینتر نامناسب باشد.
شماره ۱۸۹۲ - عزیزی همچو جان، ار چه چو خاکم خوار بگذاری
عزیزی همچو جان، ار چه چو خاکم خوار بگذاری
به حق عزتی کاندر دل من دارد آن خواری ۱
جفا پیرایه حسن است، آن کن جان من بر من
که خوبان را نزیبد زیور مهر و وفاداری ۲
به تیغم گر کنی صد شاخ و از بیخم بیندازی
ترا سرسبز می خواهم، ندارم برگ بیزاری ۳
ز غمزه کشتیم، اکنون به بوسیدن لبی تر کن
کرم کن آخر این شربت که زخمی خورده ام کاری ۴
چو گم کردم به زیر خاک در کوی فراموشان
فرامش گشتگان خاک را گه گاهی یاد آری ۵
وه، ای خواب اجل، آخر نخواهی آمدن وقتی
هم امروزم به خوبان خوش که من مردم ز بیداری ۶
به هشیاری ندارم تاب غم، ساقی، بیار آن می
که آتش رنگ شد، آتش زنم در روی هوشیاری ۷
مزن، ای دوست، چندین بر گرفتاران دل طعنه
مبادا هیچ دشمن را به دست دل گرفتاری ۸
به صد جان شکر می گوید، جفاهای ترا خسرو
شکایت گونه ای دارد هم از تو گر بدین کاری ۹
به حق عزتی کاندر دل من دارد آن خواری ۱
جفا پیرایه حسن است، آن کن جان من بر من
که خوبان را نزیبد زیور مهر و وفاداری ۲
به تیغم گر کنی صد شاخ و از بیخم بیندازی
ترا سرسبز می خواهم، ندارم برگ بیزاری ۳
ز غمزه کشتیم، اکنون به بوسیدن لبی تر کن
کرم کن آخر این شربت که زخمی خورده ام کاری ۴
چو گم کردم به زیر خاک در کوی فراموشان
فرامش گشتگان خاک را گه گاهی یاد آری ۵
وه، ای خواب اجل، آخر نخواهی آمدن وقتی
هم امروزم به خوبان خوش که من مردم ز بیداری ۶
به هشیاری ندارم تاب غم، ساقی، بیار آن می
که آتش رنگ شد، آتش زنم در روی هوشیاری ۷
مزن، ای دوست، چندین بر گرفتاران دل طعنه
مبادا هیچ دشمن را به دست دل گرفتاری ۸
به صد جان شکر می گوید، جفاهای ترا خسرو
شکایت گونه ای دارد هم از تو گر بدین کاری ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۹۱ - دلا، آن ترک را دیدی، کنون سامان کجا بینی؟
گوهر بعدی:شماره ۱۸۹۳ - گهی بنما و گه پوشیده دار آن روی گلناری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.