هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، بیانگر احساسات عمیق و درد عشق نافرجام شاعر است. او از عشق به معشوق، رنج‌های ناشی از آن، و دیوانگی ناشی از این عشق سخن می‌گوید. شاعر از جفاهای معشوق و ناامیدی خود می‌نالد، اما در عین حال، عشق را با تمام رنج‌هایش می‌پذیرد. همچنین، تضادی بین زهد و عشق زمینی در شعر دیده می‌شود.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه، استفاده از استعاره‌های پیچیده، و اشاره به مضامین عرفانی و احساسی سنگین، درک این شعر را برای مخاطبان جوان‌تر دشوار می‌کند. همچنین، برخی اشارات به رنج و درد عشق ممکن است برای سنین پایین‌تر نامناسب باشد.

شماره ۱۸۹۳ - گهی بنما و گه پوشیده دار آن روی گلناری

گهی بنما و گه پوشیده دار آن روی گلناری
چه غم دارد ترا، بگذار تا میرم بدین خواری ۱

خرابم هم به یک دیدن، من دیوانه در رویت
کسی را برده این می کو کند دعوی هوشیاری ۲

لبت در خواب می بوسیدم امشب، بلعجب کاری
که می در خواب می خوردم، این زمان مستم به بیداری ۳

خوشم با تو درین سودا که باشم با تو در کنجی
تو سوی خویش ندهی راه و من پیشت کنم زاری ۴

ندارد چشم من بر آستانت سیری از سودن
مگر کز خاک گردد سیر، وه این دیده ناری ۵

ز جورت ذوق می گیرم که کاری ناید از خوبان
بجز شوخی و بدخویی و تندی و جفاکاری ۶

تو زهد خود کن، ای زاهد، مرا بگذار با شاهد
به رسوایی و قلاشی و جرعه خواری و خواری ۷

اگر چش غمزه خونخوار صد خون می کند هر دم
مبارک باد، بر سلطان من رسم ستمگاری ۸

به صد سختی بخواهد کشتنم غم بعد ازین، زیرا
نماند آن دل که خسرو را به غم می کرد غمخواری ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۹۲ - عزیزی همچو جان، ار چه چو خاکم خوار بگذاری
گوهر بعدی:شماره ۱۸۹۴ - ز من که عاشق و مستم صلاح کار مجوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.