هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از درد عشق و جدایی می‌گوید و از پرسش‌های بی‌جا و نامربوط اطرافیان گله می‌کند. او تأکید می‌کند که درد عشق را تنها عاشقان حقیقی درک می‌کنند و از دیگران می‌خواهد که از او درباره‌ی مسائل سطحی نپرسند.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مضامین عرفانی و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعاره‌های به‌کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارند.

شماره ۱۹۱۳ - نشان آن دهن از من چه پرسی؟

نشان آن دهن از من چه پرسی؟
حدیث جانست این، از تن چه پرسی؟ ۱

مرا جان بخش بی دستوری چشم
ازان عیار مردافگن چه پرسی؟ ۲

ز سوز سینه پر آتش من
چو دانی یک به یک روشن چه پرسی؟ ۳

سگان کوی خود را پرس حالم
مرا از خانه و مسکن چه پرسی؟ ۴

به رسوایی دریدم جامه صبر
برون شد پایم از دامن چه پرسی؟ ۵

مرا گویی، چه کردی آن دل خویش؟
ز خود پرس این خبر، از من چه پرسی؟ ۶

ز مستوران چه پرسی درد عشاق؟
غم یوسف ز پیراهن چه پرسی؟ ۷

کمال عشق نامردان چه دانند؟
نبرد تهمتن از زن چه پرسی؟ ۸

بپرس از شیرمردان، خسرو، این راز
ز رعنایان روبه فن چه پرسی؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۹۱۲ - سزد که سجده کنند، ای برهمن عجمی
گوهر بعدی:شماره ۱۹۱۴ - به یک کرشمه کزان چشم دلربا کردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.