هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر درد و رنج عاشق از ناز و غمزه معشوق است. شاعر از جدایی دل از خود و سوختن در آتش عشق شکایت میکند و از معشوق میپرسد که چرا چنین رفتاری با او کرده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارهها و کنایههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۹۱۴ - به یک کرشمه کزان چشم دلربا کردی
به یک کرشمه کزان چشم دلربا کردی
چو جان به سینه درون آمدی و جا کردی ۱
خدنگ ناز چو از غمزه راست بگشادی
به دل درست زدی، گر ز تن خطا کردی ۲
من ار چه تیغ زنم، دل ز تو جدا نشود
تو ناوکی زدی و دل ز من جدا کردی؟ ۳
دلم که شادی وصل ترا نکرده شکر
هزار شکر کنم کز غمش سزا کردی ۴
بگفتمت که غم جان مگوی با هر کس
به غمزه گفتی و بر جان من بلا کردی ۵
اگر میان تو گم گشت در میان کمر
دهانت نیز نمی دانم، آن کجا کردی؟ ۶
بسوختی دل خسرو، هنوز خواهی سوخت
چو کس نگفت ترا این چنین، چرا کردی؟ ۷
چو جان به سینه درون آمدی و جا کردی ۱
خدنگ ناز چو از غمزه راست بگشادی
به دل درست زدی، گر ز تن خطا کردی ۲
من ار چه تیغ زنم، دل ز تو جدا نشود
تو ناوکی زدی و دل ز من جدا کردی؟ ۳
دلم که شادی وصل ترا نکرده شکر
هزار شکر کنم کز غمش سزا کردی ۴
بگفتمت که غم جان مگوی با هر کس
به غمزه گفتی و بر جان من بلا کردی ۵
اگر میان تو گم گشت در میان کمر
دهانت نیز نمی دانم، آن کجا کردی؟ ۶
بسوختی دل خسرو، هنوز خواهی سوخت
چو کس نگفت ترا این چنین، چرا کردی؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۱۳ - نشان آن دهن از من چه پرسی؟
گوهر بعدی:شماره ۱۹۱۵ - به خوبی همچو مه تابنده باشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.