خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید و احساسات عمیق عاشقانه، وفاداری، و درد دوری را بیان میکند. شاعر از معشوق درخواست توجه و محبت میکند و از بیاعتنایی او شکایت دارد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۱۹۱۶ - ای که امروز به زیبایی او می نازی
ای که امروز به زیبایی او می نازی
جای آن است که بر ماه کنی طنازی ۱
بوسه ای چند بخواهم ز لبت
چشم تو گر نکند پیش لبت غمازی ۲
تا که در سینه کنون تخم وفایت کارد
اشک با خون دل بنده کند انبازی ۳
خود کشی عاشق و بر طره مشکین بندی
خود دلم دزدی و اندر سر زلف اندازی ۴
از رخت بنده چه بریست به جز دلسوزی؟
بلبل از لاله چه آموخت جز آتش بازی؟ ۵
چشم تو با همه بد می کند، الا با تو
زانکه با غمزه بدساز نکو می سازی ۶
من ز اندوه چو خسرو به تو پرداخته ام
تو پی آنکه به من هیچ نمی پردازی ۷
جای آن است که بر ماه کنی طنازی ۱
بوسه ای چند بخواهم ز لبت
چشم تو گر نکند پیش لبت غمازی ۲
تا که در سینه کنون تخم وفایت کارد
اشک با خون دل بنده کند انبازی ۳
خود کشی عاشق و بر طره مشکین بندی
خود دلم دزدی و اندر سر زلف اندازی ۴
از رخت بنده چه بریست به جز دلسوزی؟
بلبل از لاله چه آموخت جز آتش بازی؟ ۵
چشم تو با همه بد می کند، الا با تو
زانکه با غمزه بدساز نکو می سازی ۶
من ز اندوه چو خسرو به تو پرداخته ام
تو پی آنکه به من هیچ نمی پردازی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۱۵ - به خوبی همچو مه تابنده باشی
گوهر بعدی:شماره ۱۹۱۷ - در تو، ای دوست به خون ریختنم داری رای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.