هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او با زبانی پرشور و سوزناک از عشق و فداکاری سخن می‌گوید و خود را به طور کامل تسلیم معشوق می‌کند. شاعر از سوزش عشق، رهایی از غم و رسیدن به وصال یار سخن می‌گوید و در نهایت، خود را به طور کامل به عشق می‌سپارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات عرفانی و ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.

غزل ۲ - بیا ای عشقِ جان سوزان که من خود را بتو سوزم

بیا ای عشقِ جان سوزان که من خود را بتو سوزم
اگر سوزی وگرنه من یقین خود را بتو سوزم

خس و خاشاک میسوزی درون خویش میجوشی
کنون مارا شدی روزی بیا خود را بتو سوزم

مکان خود لا مکان دارم ز زندان غم بسی دارم
کنون روی بحق آرم بیا خود را بتو سوزم

بدم مردان سُخن گویم ، جمال یار می جویم
هوالحق را بحق جویم، بیا خو را بتو سوزم

دلی با یار خود بستم، زجان هم دست خود شستم
چون مستان وار من مستم، بیا خود را بتو سوزم
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱ - یقین دانم درین عالم که لا معبود الا ھُو
گوهر بعدی:غزل ۳ - ببازی عشق میبازم ، دل و جان را فدا سازم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.