هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از درد فراق و هجران معشوق میگوید. شاعر از زلف معشوق و پیچوخمهای آن یاد میکند که نماد دوری و آشفتگی است. او از غمهای پنهان، بیقراری و آرزوی دیدار معشوق مینالد و حتی بهشت بدون معشوق را جهنم میداند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند درد فراق و ناامیدی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۹۵۳ - ای صد شکست زلف ترا زیر هر خمی
ای صد شکست زلف ترا زیر هر خمی
در هر خمیش مانده به هر گوشه درهمی ۱
گه گه به ناز شانه کن آن زلف را، مگر
دلهای دورمانده برون آید از خمی ۲
مویی شدم ز هجر و تو گویی کز این قدر
کاین از پی من است نگنجم به عالمی ۳
در رشک آن که در غم تو گرددم شریک
می میرم و غم تو نگویم به همدمی ۴
گر جان رود، تو پرسش بیماریم میا
ترسم که در دل آیدت از دیدنم نمی ۵
افسوس مردنم مخور، ای پادشاه حسن
زیرا گدای مرده نیرزد به ماتمی ۶
چون درد کهنه در دل من یادگار تست
یارب مباد درد مرا هیچ مرهمی ۷
گر بی تو در بهشت برندم، زنم ز آه
آتش در آن بهشت که گردد جهنمی ۸
نبود عجب که مهر تو می روید از زمین
هر جا که از دو دیده خسرو چکد نمی ۹
در هر خمیش مانده به هر گوشه درهمی ۱
گه گه به ناز شانه کن آن زلف را، مگر
دلهای دورمانده برون آید از خمی ۲
مویی شدم ز هجر و تو گویی کز این قدر
کاین از پی من است نگنجم به عالمی ۳
در رشک آن که در غم تو گرددم شریک
می میرم و غم تو نگویم به همدمی ۴
گر جان رود، تو پرسش بیماریم میا
ترسم که در دل آیدت از دیدنم نمی ۵
افسوس مردنم مخور، ای پادشاه حسن
زیرا گدای مرده نیرزد به ماتمی ۶
چون درد کهنه در دل من یادگار تست
یارب مباد درد مرا هیچ مرهمی ۷
گر بی تو در بهشت برندم، زنم ز آه
آتش در آن بهشت که گردد جهنمی ۸
نبود عجب که مهر تو می روید از زمین
هر جا که از دو دیده خسرو چکد نمی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۵۲ - مردانه می کشد به جفایم ستمگری
گوهر بعدی:شماره ۱۹۵۴ - ساقی بیا که موسم عیش است و میم و نی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.