هوش مصنوعی: شاعر از دل شکسته و غم‌زده خود می‌گوید که هیچ غمخواری ندارد. او آرزو دارد دلش را به یاری بسپارد که تنها نماند. در خیال، معشوق را تماشا می‌کند و دلش به سوی گلزار نمی‌رود. از عشق و رنج خود سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که معشوق او را مست و بی‌هوش کرده است. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که حسن معشوق او را به کارگر تبدیل کرده و جز خوردن غم کاری برایش نمانده است.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عاشقانه عمیق و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و زبان شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۱۹۶۲ - دلی دارم، اما جز افگار نی

دلی دارم، اما جز افگار نی
غم از حد گذشته ست و غمخوار نی ۱

دل خویش خواهم سپردن به یار
که بیدل توان بود و بی یار نی ۲

نگارا، تماشا می کنم در خیال
رخ تست دل سوی گلزار نی ۳

ز خونم که چشمت چو من می خورد
شبان روز مست است و هشیار نی ۴

ترا کارگر کرد حسن و مرا
بجز خوردن غم دگر کار نی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۹۶۱ - ای ز زلف تو مشک تر بویی
گوهر بعدی:شماره ۱۹۶۳ - مسلمانان، گرفتارم به دست نامسلمانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.