هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و اشتیاق به معشوق سخن میگوید و از او میخواهد که به دلش وارد شود. او معشوق را به کعبه دل و مسیح جان تشبیه میکند و از دوری او شکایت دارد. شاعر همچنین به بخت و اقبال اشاره میکند و معتقد است که اگر معشوق بخواهد، بخت نیز یار او خواهد بود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعاری است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از واژهها و تشبیهات نیاز به دانش ادبی پایه دارند.
شماره ۱۹۸۹ - نشدت دل که به این دل شده مهمان آیی
نشدت دل که به این دل شده مهمان آیی
کعبه دل شوی و در حرم جان آیی ۱
ای مسیح من و جان همه آخر تا کی
یک نفس بر سر این کشته هجران آیی ۲
خاک آن راه همه قند مکرر گردد
بر زمینی که تو زان لب شکر افشانی آیی ۳
چند گویی که شب آیم ز رقیبان پنهان
آفتابی تو، محالست که پنهان آیی ۴
بخت را مانی و خسرو به ته فرمانت
بخت خسرو تو اگر در ته فرمان آیی ۵
کعبه دل شوی و در حرم جان آیی ۱
ای مسیح من و جان همه آخر تا کی
یک نفس بر سر این کشته هجران آیی ۲
خاک آن راه همه قند مکرر گردد
بر زمینی که تو زان لب شکر افشانی آیی ۳
چند گویی که شب آیم ز رقیبان پنهان
آفتابی تو، محالست که پنهان آیی ۴
بخت را مانی و خسرو به ته فرمانت
بخت خسرو تو اگر در ته فرمان آیی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۸۸ - سوی تو دیدم ریختی خون دلم را بی گنه
گوهر بعدی:شماره ۱۹۹۰ - هزار شکر خدا را که چون تو دلداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.