هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و رنجهای ناشی از آن میگوید. او از بیگناهی خود در این عشق و فداکاریهایش سخن میگوید و از معشوق میخواهد که در آزار او شتاب نورزد. همچنین، او به دشواریهای مسیر عشق اشاره میکند و از وفاداری خود به معشوق دفاع میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۹۸۸ - سوی تو دیدم ریختی خون دلم را بی گنه
سوی تو دیدم ریختی خون دلم را بی گنه
از چشم خود می بینم این ای روی چشم من سیه ۱
در کشتن بیچارگان تعجیل کم فرمای زانک
گر هست جانی در تنم بهر تو می دارم نگه ۲
زینسان مکش از دست من پیش زنخدان زلف را
زان رو که بس مشکل بود بی ریسمان رفتن به چه ۳
گر از ارادت رو نهم بر راه تو عیبم مکن
کز ابتدا دولت مرا کر دست زین سو ره به ره ۴
این اشک خسرو هیچگه بر روی او ساکن نشد
یعنی عجب باشد اگر آب ایستد بر روی گه ۵
از چشم خود می بینم این ای روی چشم من سیه ۱
در کشتن بیچارگان تعجیل کم فرمای زانک
گر هست جانی در تنم بهر تو می دارم نگه ۲
زینسان مکش از دست من پیش زنخدان زلف را
زان رو که بس مشکل بود بی ریسمان رفتن به چه ۳
گر از ارادت رو نهم بر راه تو عیبم مکن
کز ابتدا دولت مرا کر دست زین سو ره به ره ۴
این اشک خسرو هیچگه بر روی او ساکن نشد
یعنی عجب باشد اگر آب ایستد بر روی گه ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۸۷ - مطربا سوی چمن وقت گل آهنگ تو کو
گوهر بعدی:شماره ۱۹۸۹ - نشدت دل که به این دل شده مهمان آیی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.