هوش مصنوعی: این شعر از عشق و اشتیاق به معشوق و خاطرات گذشته سخن می‌گوید. شاعر با توصیف خاکی که بوی جان می‌دهد و خارهایش مانند سنبل و ریحان به نظر می‌رسند، به یاد لحظات عاشقانه و شب‌های خوش گذشته می‌افتد. او از شادی و اندوه خود در این عشق می‌گوید و از گذرا بودن آن لحظات افسوس می‌خورد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و استفاده از استعاره‌های پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژه‌ها و مفاهیم نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارند.

قطعه ۷ - این چه خاک است کزو رایحه جان آمد

این چه خاک است کزو رایحه جان آمد
خس و خارش به نظر سنبل و ریحان آمد

همچو مرغی که پس از هجر به گلزار رسد
دلم از شادی او سخت به افغان آمد

شوره خاکی است کزو سر نزده شاخ گیاه
نکهتش رشک ده روضه رضوان آمد

خواندمش مشک خطا لیک خطا می گویم
گفت دل عنبر سارا و پشیمان آمد

این همان خاک کزین پیش زمانی به قدیم
تا به سحر نیم شبی منزل جانان آمد

آن زمان کآهوی مشکین شکار اندازش
بود مدهوش می خواب هراسان آمد

نیمه خوابش اثر نشاه می ، می بخشید
چهره اش رشک ده شمع شبستان آمد

خالد آن عشرت جانبخش در آن شب که گذشت
وه چه خوش بود، ولی زود به پایان آمد
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:قطعه ۶ - هزبر بیشه مردی سلیم بن محمود آنکه
گوهر بعدی:قطعه ۸ - برد گل رشک از روی محمد (صلعم)
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.