درباره مولانا خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلند پایه طریقت نقشبندی است؛ وی به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری (۱۷۷۹م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیه عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری در سن ۴۹ سالگی درگذشت. تخلص ایشان در اشعارش خالد می باشد.
در ویکی پدیا بیشتر بخوانید

آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
قطعه ۱ - اگر مرد کاری در دوست باز است قطعه ۲ - ای داوری که خاک درت دیده را جلاست قطعه ۳ - امامانی کز ایشان زیب دین است قطعه ۴ - داد از تظلم فلک حقه باز داد قطعه ۵ - آنکه صد فضل بر روان دارد قطعه ۶ - هزبر بیشه مردی سلیم بن محمود آنکه قطعه ۷ - این چه خاک است کزو رایحه جان آمد قطعه ۸ - برد گل رشک از روی محمد (صلعم) قطعه ۹ - آرام رفت از دل و آرام جان ندید قطعه ۱۰ (در زیارت مرقد بایزید بسطامی) - یارب به حق تربت سلطان بایزید قطعه ۱۱ - موسم عید است و ما نومید از دیدار یار قطعه ۱۲ - ای ملک شیوه فرخنده شعار قطعه ۱۳ - ای سراسیمه قهر تو سپهر دوار قطعه ۱۴ - دوشم خرد به طعنه بگفت ای تباه کار قطعه ۱۵ - اندر ره عشق خسته جانی بهتر قطعه ۱۶ - نبی صدیق و سلمان، قاسم است و جعفر و طیفور قطعه ۱۷ - ای رام ترا ابلق چرخ سرکش قطعه ۱۸ - ای گشته من فگار بی تو قطعه ۱۹ (هنگام عزیمت از مدینه و وداع با سرور کاینات) - ای جلوگاه ایزد دادار الوداع قطعه ۲۰ - از روم تا به هند گرفتیم جان به کف قطعه ۲۱ - ای خون فشرده در دل یاقوتت از رقم قطعه ۲۲ - ای شده در دهر به دانش علم قطعه ۲۳ - ز چنگ این سپهر چنگ پشت چنگ سان نالم قطعه ۲۴ (هنگام ترک مشهد مقدس و وداع با حضرت رضا علیه السلام) - خالد بیا و عزم سفر زین مقام کن قطعه ۲۵ (ماده تاریخ در سوگ میرعثمان) - داد از این گردون دون، فریاد ازین قطعه ۲۶ (هنگام اقامت در دهلی به یاد وطن سروده است) - خون شد دلم، نسیم صبا غمگسار شد قطعه ۲۷ - بحمدالله که از اقبال و بخت خسرو ثانی قطعه ۲۸ - زهی شهنشه عالی و ظل یزدانی قطعه ۲۹ - ای مه برج شرف سروری قطعه ۳۰ - از وحی سخن نیست، دگر کیست که چون تو قطعه ۳۱ - عبدالرحمن، شیرمردان، شاه گردون، جاودان قطعه ۳۲ - بود پیش از کار حارث، نام دیو بد سرشت قطعه ۳۳ - فرید دهر ملا صالح راد قطعه ۳۴ - یا خیالت را بگو تا رو بگرداند ز من قطعه ۳۵ - چار جنت بود در این دنیا قطعه ۳۶ - ای از مژه ات غرقه به خون استادم قطعه ۳۷ - بی روی تو رفت طاقت از دل قطعه ۳۸ - مهجور و زبان بسته و سرگردانم قطعه ۳۹ - ما هر علم و حاکم لولاک قطعه ۴۰ - چیست بر آنکس که پوید خاک سالار عرب قطعه ۴۱ - هر چند دل از محنت ایام داغ یافت قطعه ۴۲ - نسیما گرفتند ره بر در آن سرو دلجویت قطعه ۴۳ - خورد در نافه خون مشک ختن از رشک گیسویش قطعه ۴۴ - واله شوق جمال دوستان قطعه ۴۵ - سلامی جانفزا چون نشاه می قطعه ۴۶ - قاضئی مانند ملا مصطفی در سرزمین