هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از سیف فرغانی، شادی و وجد حضور معشوق را توصیف می‌کند. شاعر با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند شکر، گلستان، و ماه تابان، احساسات عمیق خود را نسبت به حضور جانان بیان می‌کند. او از دردهای پیشین و آرامش کنونی می‌گوید و حضوری که همه‌چیز را دگرگون کرده است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد.

شماره ۴۹ - دل کنون زنده بجان نیست که جانان اینجاست

دل کنون زنده بجان نیست که جانان اینجاست
وآن حیاتی که بدو زنده بود جان اینجاست ۱

نام شکر چه بری قند لب او حاضر
ذکر شیرین چکنی خسرو خوبان اینجاست ۲

طوطی تنگ دلم لیک ز شکر پس ازین
بار منت نکشم کآن شکرستان اینجاست ۳

پیش ازین گر چه بسی نعره زدم چون بلبل
گریه چون ابر کنم کآن گل خندان اینجاست ۴

مجلسی پر ز عزیزان زلیخا مهرند
دست دل خسته که آن یوسف کنعان اینجاست ۵

نیکوان نور ندارند چو استاره بروز
کامشب از طالع سعد آن مه تابان اینجاست ۶

امشب ای صبح تو در دامن شب پنهان باش
کآفتابی که برآید ز گریبان اینجاست ۷

شست دل در طلب ماهی اومید انداخت
جان خضروار که آن چشمه حیوان اینجاست ۸

هرکرا درد دلی بود و نمی گفت بکس
گو بجو مرهم آن درد که درمان اینجاست ۹

از مجاری شکر پیش جگر سوختگان
نمک افشانده که چندین دل بریان اینجاست ۱۰

عشق در دل غم و انده نبود دور از تو
جور لشکر بکش ای خواجه کی سلطان اینجاست ۱۱

زین غزل جمله بیک قول شدند اهل سماع
همه گوینده چو بلبل که گلستان اینجاست ۱۲

سیف فرغانی تو نیز بگو چون دگران
«خانه امشب چو بهشتست که رضوان اینجاست » ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۸ - ای که لبت منبع آب بقاست
گوهر بعدی:شماره ۵۰ - در رخت می نگرم جلوه گه جان اینجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.